Studentsdesign  
Studentsdesign  
Studentsdesign

فارسي english

Studentsdesign Studentsdesign

Studentsdesign

علم راه بهانه جویی را می بندد

امام علی- نهج البلاغه

سايت دفتر امور فرهنگي، وزارت علوم، تحقيقات و فن‌آوري

 

 

خبرهاي‌مهم

سومين شماره فصلنامه تخصصي خانه تئاتر دانشگاهی ایران منتشر شد

 

 

30 درصد تخفيف كتاب گزيده يك قرن ادبيات نمايشي كودك و نوجوان ويژه دانشجويان

 

 

 

اجرای نمایش " در انتظار خون" با موضوع عاشورا در ایام محرم در تالار محراب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

‌سالنهاي‌نمايش

مشخصات سالنها
برنامه سالنها

بازديدها

 
Template
تئاتر شورايي چاپ
08 شهریور 1387 ساعت 00:37

 

مقدمه خانه تئاتر دانشگاهی ایران

خانه تئاتر دانشگاهی ایران در نظر دارد در راستای اهداف آموزشی خود و در پی رسیدن به تئاتر علمی، به آموزش تئاتر در کلیه محیط های آموزشی بپردازد. در این زمینه جزوه حاضر توسط آقایان جواد روشن و علی ظفر قهرمانی نژاد تهیه و توسط خانه تئاتر دانشگاهی تکثیر گردید تا علاقمندان به تئاتر در هر رده سنی بتوانند با اجرای این متد که برگرفته از روش آگوستو بوال است به نتایج و خواسته های خود در زندگی اجتماعی و فردی دست یابند.

امید است با گسترش تئاتر در جامعه گامی موثر در جهت اعتلای فرهنگ این مرز و بوم برداشته شود.

 

ضرورت آموزش تئاتر در محیط های آموزشی

اهداف:

بر کسی پوشیده نیست مدرسه مهمترین پایگاه آموزشی و تربیتی در جامعه است. هر روز تعداد زیادی از دانش آموزان بیشترین ساعت روز خود را در مدرسه می گذرانند و شخصیت اجتماعی آنها در همان جا شکل می گیرد. متاسفانه این روزها شاهد هستیم که در اکثر مدارس ، فعالیت های فوق برنامه کمرنگ است و همه چیز در درس خلاصه شده است. حال آنکه بسیاری از افراد در برنامه های جانبی (فرهنگی و هنری) مدرسه راهشان را یافته  و به موفقیت رسیده اند.

یکی از برنامه های فوق برنامه ای که می تواند در سطح مدارس و دانشگا هها و فرهنگسراها اجرا و حتی جزء برنامه های ثابت آنها  باشد ، تئاتر است. جاي تاسف است كه برخی از مربيان تربيتي و اولياء مدرسه و مسئولین دانشگاه ها از جايگاه تاثير گذار و موثر هنر نمايش در تربيت و ارتقاء سطح آموزش و سلامت دانش آموزان و دانشجویان بي اطلاع هستند و معمولا به اين هنر به عنوان يك سرگرمي و تفريح نگاه مي كنند.

آيا هنر نمايش ، يك تفنن است؟

تئاترعلاوه بر نقش موثر در ایجاد نشاط  و پرکردن اوقات فراغت  دانش آموزان و دانشجویان، کارکرداهای آموزشی، تربیتی و حتی درمانی بسیاری دارد. امروزه در دنیا دراما تراپی به عنوان یک علم تدریس می شود و بر خلاف ذهنیت اشتباه  بسیاری از افراد ، لازم نیست کسی بیمار و یا  در آسایشگاه بستری باشد تا تحت تئاتر درمانی قرار گیرد. بلکه دراما تراپی برای ارتقائ سلامت روحی و رفع مشکلات کوچک رفتاری و برطرف کردن عادات ناپسند اشخاص استفاده می شود و شواهد نشان می دهد بسیار موثر واقع شده است.

درابتدا مروری بر تاثيرات سازنده و نقش موثر تئاتر - به عنوان يك هنر فرهنگ ساز- در محیط های آموزشی آن خواهیم داشت.

 

 

الف) نقش نمايش در آموزش

از هنر نمايش مي توان براي آموزش پايين ترين سنين از مهدكودك ، پيش دستاني و دبستان گرفته تا سنين بالاتر در راهنمايي و دبيرستان و دانشگاه به خوبي بهره گرفت. انسان با بازي پيوندي عميق دارد و بسياري از آموزه ها در بازي ها فرا گرفته مي شوند.همچين آنچه ديده مي شود بيشتر از شنيده ها در ذهن مي ماند. از اين رو وقتي آموزه هاي علمي و اخلاقي در قالب بازي و نمايش تصوير مي شوند با لذت و سرعت بيشتري به ذهن سپرده مي شوند. در آموزش ادبيات ، تاريخ ، مفاهيم ديني و حتي رياضي و .... مي توان به خوبي از هنر نمايش بهره گرفت. معلماني كه در كلاس هاي خود - خصوصا در مقاطع پاين تر- از هنر نمايش براي آموزش بهره گرفته اند به نتايج خوبي دست يافته اند. اين تكنيك باعث مي شود لذت آموزش بيشتر و تاثير گذاري و فراگيري آن عميق تر شود.

 

ب) تربيت و تعاليم اخلاقي

هنر نمايش علاوه بر كاركرد آموزشي براي ارتقاء فرهنگ و سلامت اخلاقي و روحي دانش آموزان نيز بسيار موثر است.هيچ شخصي با ديدن اعمال خلاف اخلاق و منكرات رفتاري خوشنود نمي شود و دست به ستايش نمي زند. وقتي شما  فيلمي را مي بينيد با قهرمان داستان همراه مي شويد و چهره هاي منفي و ضد قهرمان اثر براي شما همواره نا خوشايند هستند.اگر به كسي كه داراي يك عادت و يا رفتار زشت است تذكر شفاهي دهيد به اندزه اي كه خودش آن رفتار ناپسند را درشخص ديگري ببيند و از آن بيزار شود تاثير گذار نيست. معمولا آموزش و تذكرات غير مستقيم تاثير بيشتري دارند. از اين رو نمايش دادن و يا مشاركت در نمايشي كه داراي شخصيتي با عادات بد اخلاقي است ، باعث انزجار شخص از آن رفتار مي شود و وي را تشويق مي كند كه آن رفتار ناپسند را از خود دور كند.همچنين فرزندان در سنين بلوغ دچار تغييرات مختلف رفتاري مي شوند در اين زمان مي توان براي ايجاد رابطه اي صحيح با خانواده ، دوستان ، جامعه و... به خوبي از بازي هاي نمايشي بهره گرفت.

 

ج) پرورش خلاقيت

 چگونه مي توان خلاقيت را پرورش داد؟ معمولا از مطالعه ، بازي هاي فكري و... براي رشد خلاقيت نام برده مي شود ولي هيچ مي دانيد مي توان از هنر نمايش نیز براي پرورش خلاقيت استفاده كرد؟ خلافيت رابطه نزديكي با تخيل دارد . در آموزش بازيگري مرحله اي با نام «توجيه كردن راهي براي رسيدن به تخيل خلاقه» وجود دارد. به عنوان مثال هنرجو- در تمرينات مقدماتي - بايد از يك چوب ساده به جاي وسايل ديگري استفاده كند. اين كار بايد با دقت انجام شود تا اين عمل براي بيننده توجيه و قابل قبول باشد و تماشاگران آن چوب را  به عنوان يك اسلحه ، عصا ، دسته چتر و يا ...بپذيرند. (فراموش نكينم كه نمايش ، قراردادي بين تماشاگران و گروه اجرا كننده است.) در تداوم اين بازي و در مراحل بالاتر ذهن هنرجو مدام در تلاش است تا جايگزين مناسبي براي اشیاء مورد نظر پيدا كند. اين بازي و تمرين نمايشي از جمله مواردي است كه در پرورش يك ذهن خلاق موثر است.

 

د) تمركز و دقت

از آنجايي كه يك بازيگر بروي صحنه نياز بسياري به تمركز دارد ، بازي ها و تمرينات نمايشي بسياري براي افزايش تمركز وجود دارد. اين تمرينات كه گاهي با بازي هاي نمايشي نيز همراه هستند كاربردي عمومي دارند و براي همه قابل استفاده و موثر هستند. استفاده از اين تمرينات در مدارس مي تواند باعث افزايش قدرت تمركز و دقت دانش آموزان – خصوصا در هنگام مطالعه - شود.

 

ه) فن بيان و آيين سخن وري

حتما با افراد بسياري مواجه شده ايد كه از بيان ضعيف خود نارحت بوده و تمايل داشته اند فن بيان خود را اصلاح نمايند. روزانه افراد زيادي به آموزشگاه هاي بازيگري مراجعه مي كنند كه فقط مي خواهند بيان خود را تصحيح نمايند. در مدارس نيز دانش آموزاني وجود دارند كه شايد در بيان برخي حروف و يا كلمات با مشكل مواجه باشند و يا از انجام  يك كنفرانس علمي  در كلاس درس در هراس باشند. با استفاده از تمرينات نمايشي در خصوص فن بيان ، مي توان به خوبي اين مشكلات را بر طرف كرد. آموزش صحيح تنفس و بيان كلمات در سنين پايين بسيار موثر تر و حتي ساده تر است.

 

و) افزايش اعتماد به نفس

يكي از مشكلاتي كه برخي افراد با آن مواجه هستند عدم اعتماد به نفس است . در ميان دانش آموزان نيز افرادي وجود دارند كه از اين مشكل رنج مي برند. آنها خجالتي بوده ونمي توانند به راحتي درخواست هاي خود را مطرح نمايند. حتي برخي از آنها از پرسيدن سوال از معلم و رفع مشكلات درسي خود در كلاس درس نگران هستند و ترجيح مي دهند سكوت كنند. تمرينات مناسب نمايشي وجود دارد كه اعتماد به نفس اين افراد را افزايش داده و باعث مي شود به راحتي در جمع حضوري فعال و موثر داشته باشند.

 

ز) پرورش حافظه

دانش آموزان بايد مقدار زيادي از اطلاعات را از حفظ  داشته باشند. معمولا اين اطلاعات بوسيله حافظه كوتاه مدت آنها به خاطر سپرده مي شود و اين نگراني وجود دارد كه فراموش شوند. بازيگران نمايش نيزبايد متن نمايشي خود - كه گاهي بسيار زياد و مشكل مي باشد – را حفظ نمايند. برا ي اين كار تمرينات مختلفي وجود دارد كه براي پرورش و تقويت حافظه مناسب است و معمولا در غالب بازي هاي نمايشي انجام مي شود. اين تمرينات كاربردي عمومي دارند و براي نوجوانان بسيار جذاب است. همچنين استفاده از روش هايي كه باعث مي شود اطلاعات به راحتي و به سرعت فراموش نشود براي دانش آموزان و دانشجویان بسيار مفيد خواهد بود و مي توان در يك كلاس تئاتر در مدرسه و دانشگاه آنها را آموخت.

 

ح) تخليه انرژي

نوجوانان و جوانان داراي انرژي بسياري هستند كه لازم است اين هيجانات به صورت مناسب و درست تخليه شوند و غفلت در اين زمينه مي تواند آثار مخربي را به همراه داشته باشد. يكي از راه هاي سالم براي تخليه هيجاني ، ورزش است . كسي كه ورزش مي كند در يك فرايند صحيح انرژي دروني خود را به هيجانات بيروني تبديل مي كند. همچنين برخي از ديدن يك مسابقه ورزشي لذت مي برند و تخليه احساسي مي شوند.تماشاگراني كه براي ديدن يك بازي ورزشي مثل فوتبال به ورزشگاه مي روند بعد از تشويق تيم محبوبشان به نوعي تخليه انرژي مي شوند اما گاهي اين تشويق و فريادها برد تيم مورد نظر را به همراه ندارد و در پايان مسابقه - هرچند اين انرژي تخليه شده است ولی - ياس و ناراحتي جايگزين آن مي شود. در اينجا پيشنهاد مناسب ديگري وجود دارد و آن شركت در يك بازي نمايشي است. حاضران در يك نمايش ، به هيجانات خود  همراه با حس رضايت و خوشحالي پاسخ مي دهند. در اينجا مي توان حق تماشاگران یک نمایش را نيز محفوظ دانست چون ارسطو به كاتارسيس و تزكيه نفس بعد از ديدن نمايش معتقد است و يا به قول برکسون خنده بعد از ديدن يك نمايش كمدي باعث تخليه احساسات مي شود.

 

ط) حس انتقاد پذيري

در مسير فراگيري هنر نمايش ، تمريناتي وجود دارد كه به منظور بالا بردن حس انتقاد پذيري و همچنين آموزش اصول نقد صحيح انجام مي شود. در اين تمرينات كه گاهي به صورت بازي انجام مي شود شخص سعي مي كند تحمل خود را در پذيرش انتقاد از سوي ديگران افزايش دهد و به خوبي شنونده نظرات ديگران باشد و ديگران نيز مي آموزند كه چگونه بدون تحقير كردن ، تهمت زدن و همراه با ادب نظرات خود را نسبت به خود شخص، اعمال و يا بازي اي كه انجام داده است ابراز نمايند. در اين تمرينات ، فصلي نيز با عنوان انتقاد از خود وجود دارد كه خود شخص به نقد خود مي پردازد.بهره گيري از اين تمرينات در ميان دانش آموزان و در مدرسه ، آنها را براي حضور در اجتماع و آموزش نقد در محيط زندگي آماده مي كند. همچنين پي بردن به يك عادت ناپسند و صفات منفي در شخص او را از همان سنين پايين به تغيير عادت تشويق مي كند. از آنجايي كه اين تمرينات با دقت انجام مي شود شخص به راحتي پذيراي ايراداتي مي شود كه قابل برطرف شدن است . همچنين جلسات انتقاد از خود باعث رفع سوء تفاهمات نيز مي شود.

 

ی) تمرين كار گروهي

حتما زياد شنيده و يا خوانده ايد كه ما عادت به كار گروهي نداريم و معمولا در اقدامات تك نفره موفق تر هستيم. نمايش كاري گروهي است كه بدون گروه و مشاركت ديگران معنا ندارد. دانش آموزان در بازي هاي نمايشي در واقع چگونه با هم بودن و مشاركت در يك كار گروهي و حس مسئوليت پذيري  را تمرين خواهند كرد.

 

ک) خوب ديدن و خوب شنيدن

يكي از آموزش هاي اوليه به هنرجويان بازيگري تمرين خوب ديدن و خوب شنيدن است. چشم و چگونه نگاه كردن از مهمترين ابزار يك بازيگر است. همچنين يك بازيگر خوب بايد در روي صحنه شنونده خوبي نيز باشد . تمرينات مختلفي وجود دارد كه به هنرجويان چگونه ديدن و شنيدن را مي آموزد. اين تمرينات براي هر شخصي مفيد است. دانش آموزان در اين تمرينات ياد مي گيرند چگونه به طرف مقابل خود گوش دهند و شنونده خوبي باشند. متاسفانه اكثر ما عادت داريم فقط صاحب سخن باشيم و حتي در زماني كه طرف مقابل ما مشغول حرف زدن است به جاي شنيدن به پاسخي كه مي خواهيم بگوييم فكر مي كنيم. تمرين شنيدن و گوش سپردن به ديگران باعث ارتقاء ارتباطات اجتماعي مي شود.

همچنين مسلما به تفاوت ديدن و نگاه كردن آگاه هستيد. يك بازيگر خوب اطرافش را به درستي نگاه مي كند و از هيچ نكته اي به سادگي نمي گذرد. تمرين اين كار براي افراد معمولي و دانش آموزان باعث مي شود نگاه عميقي به پيرامون خود داشته باشند و از سرسري گرفتن اتفاقات بپرهيزند.

 

س) خود شناسي

هر بازيگر بايد در وهله اول خودش را به درستي بشناسد. اين شناخت شامل ويژگي هاي اخلاقي ، قابليت ها ، نقاط ضعف ، آناتومي بدن و در كل همه ويژگي ظاهري و دروني و رفتاري مي شود. با شناخت دقيق از خود است كه يك بازيگر به پرورش نقاط مثبت و رفع نواقص مي پردازد و براي بهتر شدن مي كوشد. از همين رو بسياري بازيگري را هنر خود شناسي نيز مي دانند. می توان نتیجه گرفت تشکیل یک کلاس بازیگری در مدرسه الزاما به معني تربیت بازیگر نیست بلكه اولين و مهمترين دستاورد آن شناخت خود و تربيت انسان است.

 

م) راهي به سوي فردا

مواردي كه به آنها اشاره شد بخشي از كاربردهای آموزشي و تربيتي هنر نمايش است كه مي تواند به خوبي در مدارس مورد استفاده قرار گيرد و حتي خاصيتي درمانگر داشته باشد. در شاخه اي علمي از هنر نمايش با عنوان درام درماني تمريناتي براي رفع مشكلات رفتاري از قبيل پرخاشگري ، افسردگي ، اضطراب و.... وجود دارد كه براي بهبود و رفع اين مشكلات بسيار موثر و كارسازاست. تاثيرات آموزشي هنر نمايش در جلوگيري از كسالت بار شدن درس و يادگيري سريع همراه با لذت نكته اي با ارزش است كه نبايد به راحتي از كنار آن گذشت. هنر نمايش ، هنر زندگي است . تئاتر به غير از شكل حرفه اي و كاركردهاي اجتماعي و فرهنگي خود ، روش هاي سودمندي را براي افزايش سطح كيفي زندگي به همراه دارد و توجه به آن در مدارس بسيار موثر خواهد بود. هنر نمايش هنري گسترده است و از شاخه هاي مختلف آن نظير بازيگري، نمايشنامه نويسي، عروسك سازي، ماسك و گريم و ... مي توان در جهت اهداف آموزشي به خوبي بهره گرفت.

فراموش نكنيم تئاترهنري والاست كه هيچگاه در سطح سرگرمي باقي نمي ماند و همواره با انديشه ورزي راهي به سوي فردايي بهتر مي گشايد.

 

تئاتر شورايي

(اسلوبي عملي براي استفادة مؤثر از هنر نمايش در محيطهاي آموزشي)

 

الف) كليات

تئاتر شورايي  اسلوبي كاربردي - آموزشي است كه با اهداف تعليمي و تربيتي محيطهاي آموزشي كاملاً در انطباق است. اين اسلوب را آگوستو بوال كارگردان، مربي و پژوهشگر برزيلي در دهة 1970 ميلادي در كشور برزيل و بر اساس نظام آموزشي و پرورشي پائولو فريره، محقق و روانشناس شهير، بنيان نهاد. پائولو فريره در كتاب تعليم و تربيت سركوب شدگان دو نوع آموزش را از هم تفكيك كرد و اولي را ترجيح داد:

1) آموزش كنش انگيز (transitive learning) كه نوآموز را صرفاً ظرفي براي انباشت اطلاعات نمي داند بلكه او را فعالانه درگير تعليم و تربيت خود مي كند. اين نوع آموزش يك سويه و سركوبگرانه نيست بلكه با استفاده از راهكارهاي مناسب امكان مداخله و پيشنهاد را براي نوآموزان در امر يادگيري فراهم مي سازد و با ميدان دادن به تجارب و دانسته هاي شخصي آنان حس خودباوري و مسؤليت پذيري شان را تقويت مي كند.

 2) آموزش كنش گريز (intransitive learning) كه انفعال را مي نماياند و به شيوه اي تربيتي اشاره دارد كه در آن نوآموز صرفاً پذيراي عمل و دانش «شخصي ديگر» است. او در اين سيستم طوطي وار مي آموزد و تشويق مي شود تا بي هيچ ابتكاري آموخته هاي خود را باز پس دهد.  

تئاتر شورايي متأثر از  الگوي ابتكاري نخست شكل گرفته است. جهاني كه اين نوع تئاتر ترسيم مي كند، بيشترين سهم را به تماشاگر مي بخشد و تمام سازوكار اجرايي آن در خدمت تبديل تماشاگر منفعل و تابع به يك عامل وكنشگر اجتماعي است. تئاتر شورايي هفت تكنيك آموزشي دارد كه عبارت اند از:

 

1) نمايشنامه نويسي همزمان      (simultaneous dramaturgy)

2) تئاترمجسمه                                 (image theatre)

3) تئاتر روزنامه                              (newspaper theatre)

 4) رنگين كمان آرزو             (rainbow of desire)

5)  تئاتر مجادله                               (forum theatre)

6)  تئاتر نامرئي                               (invisible theatre)

7)  تئاتر قانونگذار                (legislative theatre)

 

 هدف از ابداع اين تكنيكها برداشتن مرز بين تماشاگر و بازيگر، و تبديل هر دو طرف به تماشا- بازيگر(spect-actor) است تا يكسو بودن ارتباط، كه به زعم بوال سرچشمة سركوب است، از بين رود و «ديالوگ» جاي «مونولوگ» را بگيرد. برخلاف تئاتر رايج «ارسطويي» كه تماشاگر آن كاملاً منفعل است و قدرت عمل و انديشه از وي سلب و به بازيگران تفويض مي شود، همچنين فراتر از تئاتر «برشتي» كه امكان تجربه را فقط «در سطح آگاهي» به تماشاگر مي دهد، تئاتر شورايي اختيار همزمان انديشه و كنش را به تماشاگران مي سپارد. تئاتر شورايي بر اين فرض استوار است كه هر يك از ما في نفسه بازيگر، و يا به تعبيري، تماشا- بازيگريم و با فعال شدن اين توانايي عام در ما، ترغيب مي شويم وضع موجود را بشناسيم تا بتوانيم براي دستيابي به وضع مطلوب تلاش كنيم. هريك از شيوه هاي اين نوع تئاتر ضمن تجسم يك وضعيت ملموس اما ناخوشايند براي تماشاگران، در آنان انگيزشي قوي ايجاد مي كند تا جاي بازيگران را بگيرند و وضع موجود را به وضع مطلوب خويش بدل سازند، به همين دليل اين نوع تئاتر به تئاتر شورايي مشهور است.

استقبال و بهره گيري بيش از هفتاد كشور دنيا از اين اسلوب آموزشي؛ برگزاري همايش ساليانة PTO (آموزش و تئاتر غيرسركوبگرانه) در راستاي بهره گيري از اين شيوه در امر آموزش با حضور معلمان، روان درمانگران، مددكاران اجتماعي و مربيان سراسر دنيا؛ بهره گيري مؤثر از اين شيوه در طرحهاي ملي سوادآموزي؛ تأليف بيش از دوازده جلد كتاب توسط افرادي كه از اين تئاتر در حوزة سياست، روان درمانگري، آموزش، فعاليتهاي اجتماعي و... استفاده كرده اند و قابليت فراوان آن براي فرهنگ سازي و آموزش اموري اجتماعي چون رعايت بهداشت، حفظ اموال عمومي و احترام متقابل، به زباني ساده و همه فهم، ضرورت توجه به اين اسلوب كارآمد را در آموزش و پرورش كشورمان برجسته مي سازد. بنابراين نخست لازم است امكانات اين نوع تئاتر را بشناسيم، سپس با تكنيكهاي آموزشي آن آشنا شويم:

 

ب) امكانات

موارد ذيل قابليتهاي آموزشي تئاتر شورايي محسوب مي شوند:

 

 1) طرح پرسشهاي درست به جاي ارائة پيام يا راهكار: تئاتر شورايي تفسير، ديدگاه يا راهكار واحدي را به مخاطبان تحميل نمي كند بلكه به گونه اي برانگيزاننده يك مسئلة حياتيِ آموزشي يا تربيتي را طرح مي كند تا خود مخاطبان در صدد رفع آن برآيند و پيشنهادات خود را  عملاً بر روي صحنه امتحان كنند.

 

 2) دسترسي آسان همگان به اين نوع تئاتر:  طي يك كلاس دو ساعته، به كمك افرادي كه هيچگاه تئاتر كار نكرده اند و با ساده ترين امكانات مي توان موضوعي آموزشي يا پرورشي را در قالب يكي از تكنيكهاي تئاتر شورايي به اجرا رساند.

  

3)  كاربرد پيچيده تر تكنيكها و بازيهاي سادة آن در حوزه هايي چون روان درمانگري: تكنيك رنگين كمان آرزو كه يكي از روشهاي تئاتر شورايي است، شيوه اي پربار، كارا و اعتماد برانگيز براي مشاوره با دانش آموزان و رفع شخصي ترين معضلات آنان در فضايي عمومي و همدلانه است.

 

4) خلق فضايي باز و آزاد براي گفتگو:  تماشاگران هر بار پس از مشاهدة راهكاري عملي بر صحنه، به تحليل قابليتها و محدوديتهاي آن مي پردازند و با آگاهي و اشراف بيشتر راهكارهاي بعدي را امتحان مي كنند. اين گونه به طور غير مستقيم و به صورت عملي نحوة گفتگوي درست و سازنده را با همديگر مي آموزند. بازيگران تئاتر شورايي نيز به جاي تحميل نظر و عمل محتوم شخصيتهاي نمايشي به تماشاگر، خود را در معرض شرايط پيشنهادي او مي گذارند. آنها خودشيفته نيستند و همچون بازيگران حرفه اي از اينكه جايگاهشان را از دست دهند و در حاشيه بمانند نمي ترسند. بازيگران تئاتر شورايي نه از ارضاي حس خودنمايي بر روي صحنه، كه از  انگيزش دادن به تماشاگران براي بهبود وضع موجود لذت مي برند.        

 

5) از بين بردن حس رقابت ناسالم و مخرب: تئاتر دانش آموزي به شكل مرسوم آن به سبب وجهة جشنواره اي و رقابتي اش همواره به طور ناخواسته خطر اشاعة رقابتهاي ناسالم و مخرب بين گروههاي مدارس را به همراه داشته است. این قضیه در مورد گروه های برتر به سبب حساس تر شدن رقابت شان در مراحل بالاتر، شايد به عوارض بحرانی تري نيز بيانجامد. تكنيكهاي تئاتر شورايي حتي اگر در رقابت كشوري تئاتر دانش آموزي نيز به خدمت گرفته شوند، از آنجا كه مخاطبان را براي كنشها و اقدامات راهگشا تحريك مي كنند، جز ايجاد حس همدلي و هم انديشي در بين گروهها حاصل ديگري به دنبال ندارند.

 

6) ايجاد فضايي انگيزمندانه و پرنشاط: هدف تئاتر شورايي صرفاً فراهم كردن تجربه اي زيبايي شناختي نيست بلكه از خلال اين تجربه تمريني براي كنش در زندگي واقعي است. بنابراين هم گروه اجراگر و هم مخاطبان چون در پايان اجراي شورايي با همفكري و همكاري به كليدي عملي براي رفع معضل در شرايط واقعي زندگي دست مي يابند، ضمن كسب لذت زيبايي شناختي به يك نوع حس رهايي از فشار ذهني و دروني مي رسند كه هيچ نوع شادي با آن قابل مقايسه نيست. توهمات و انرژيهاي متراكم آنها- كه همواره مخل امر آموزش اند- زدوده مي شود و انگيزة اقدامات آگاهانه و مثبت در آنان به طرز شگفت انگيزي تقويت مي گردد.  

 

7) كشف استعدادها و پيشگيري از تبعيض: همه مي توانند در يك اجراي شورايي مداخله كنند و اين موجب كشف استعدادهايي مي شود كه شايد در شرايط عادي نامكشوف بماند. تجربه نشان داده است كه اين شيوه در رفع كمرويي، درون گرايي و افسردگي بسيار موثر است و همة موانع را در راه مشاركت از بين مي برد. از اين طريق اجراي تئاتر دانش آموزي ديگر در انحصار يك عده دانش آموز خاص نخواهد بود و همه مي توانند آن را تجربه كنند. همچنين به علت خصلت جايگزيني نقشها در نمايش شورايي، همه مي توانند با مداخله در نمايش، لذت ايفاي نقش را بچشند و هنر بازيگري بر صحنه را تجربه نمايند.

 

8) تناسب با تمام سنين و اقشار: اين نوع تئاتر همچون زبان عرصه هاي مختلف زندگي اعم از بهداشت و درمان، آموزش، عمران، فرهنگ، زيست محيط، مسكن، اقتصاد، سياست و ... را پوشش مي دهد و الگويي گره گشا براي استفادة تمام سنين و اقشار اجتماعي است. آگوستو بوال، مبدع تئاتر شورايي،  طي نمايندگي چهار ساله اش 19 گروه تئاتر دائمي را فقط در شهر ريو دو ژانيرو و در ميان اقشار مختلف مردم اعم از زاغه نشينان، دانش آموزان، كشاورزان، سالمندان، زنان، دانشجويان سياه پوست، بيماران مبتلا به ايدز، نابينايان، كودكان خياباني و نيز در اتحاديه ها، كليساها، شوراهاي محلي و مدارس تشكيل داد و به اتفاق همكارانش به آنان تكنيكهاي تئاتر شورايي آموخت تا خود به حل مسائل خويش به اين شيوه بپردازند. از آنجا كه مبناي كار خلق محصولي نمايشي توسط يك مجموعه و نه تحميل متني از بيرون است، لذا با انتخاب و طرح موضوعهاي متناسب مي توان تمام مجموعه هاي آموزشي از پيش دبستان تا دانشگاه را با اين نوع تئاتر پوشش داد.

 

ج) شيوه ها

تئاتر شورايي را مي توان به هفت شيوه يا تكنيك اجرا كرد اما در اجراي هر كدام از اين تكنيكها همواره بايد به سه اصل توجه داشت:

  • موضوعي (يا بهتر است بگوييم پرسشي)كه در اجراي شورايي طرح مي شود بايد بسيار ملموس، چالش برانگيز و رفع آن به زعم معلم و دانش آموزان بايد بسيار ضروري باشد.
  •  براي رسيدن به نتايج مطلوب  قواعد بازي حتماً بايد رعايت شوند.  
  • خود افراد مهمتر از تكنيكها هستند و تكنيكها بايد در خدمت افراد باشند، نه برعكس. لذا تمام اين شيوه ها را مي توان و بايد با شرايط، ميزان درك و تواناييهاي افراد تطبيق داد.

 

1) نمايشنامه نويسي همزمان: در اين روش تماشاگران موضوع يا داستاني  را به بازيگران پيشنهاد مي دهند. بازيگران مي توانند آن را بداهه سازي كنند يا نمايش را بنويسند و ديالوگها را حفظ كنند. نمايش شروع مي شود و تا نقطه اوج، يعني تا زماني كه بايد يك راه حل پيدا شود، ادامه مي يابد. دراين موقع بازيگران كار خود را متوقف مي كنند و از تماشاگران مي خواهند راه حل ارائه كنند. آنان راه حلهاي مختلف را به ترتيب بازي مي كنند، تماشاگران مي توانند مداخله كنند و گفتار و حركات بازيگران را اصلاح نمايند. بازيگران بايد به عقب برگردند و پيشنهاد تماشاگران را عملاً امتحان كنند. به اين ترتيب همزمان كه تماشاگران نمايشنامه را «مي نويسند»، بازيگران آن را به صورت تئاتري ارائه مي دهند.    

 

2) تئاتر مجسمه: در اين شيوه از بدن براي بيان مضامين، عواطف و تمايلات استفاده مي شود. مشاركت كنندگان براي انتقال موضوع انتخابي خويش با بدن خود يا ديگران «مجسمه» مي سازند بدون آنكه كلامي با هم رد و بدل كنند. در اين شيوه تماشاگر به شكل مستقيم تري دخالت مي كند. از او مي خواهند عقيدة خود را در مورد يك موضوع معين كه ديگر دانش آموزان آن را انتخاب كرده اند بيان كند (موضوع مي تواند مفهومي- مثلاً امپرياليسم- يا بسيار مشخص و روزمره - مانند كمبود آب در يك محله- باشد). براي اين كار او بايد از بدن ديگران استفاده كند و يك تركيب با چند مجسمه خلق نمايد، طوري كه به وضوح گوياي عقايد و احساسات باشند. بازيگر بايد با بدنهاي ديگران به صورتي رفتار كند كه انگار او مجسمه ساز است و آنان توده اي از گِل اند. او بايد حالتهاي آنان را بسازد، حتي كوچكترين اجزاي صورت را.

حرف زدن به كلي ممنوع است. بازيگر حداكثر مي تواند با حركات صورت منظورش را به تماشاگر-مجسمه القا كند. وقتي تصوير كامل شد، اجراي شورايي آغاز مي شود: هر تماشاگر مي تواند كل يا بخشي از مجسمه ها را تغيير دهد تا سر انجام تصوير كلي و مورد قبول همه به وجود آيد. سپس از تماشاگر- مجسمه ساز درخواست مي شود يك مجموعة ديگر بسازد تا راه حل ايده آل مسئله روشن شود. در مرحلة اول تصوير واقعي نشان داده مي شود و در مرحلة دوم تصوير ايده آل. سپس نوبت «مرحلة انتقال» مي رسد: اينكه چگونه مي توان از مرحله اي به مرحلة ديگر رسيد، يعني چگونه مي توان واقعيت را تغيير داد. اين بار نيز هرمشاركت كننده تغييرات مورد نظر خود را پيشنهاد مي دهد.

اين شيوه را مي توان به اشكال ديگري نيز اجرا كرد:

 

o        مجسمه هر بار با شنيدن صداي دست زدن شركت كننده يك حركت انجام دهد، فقط يك حركت. به اين ترتيب آرايش گروه مجسمه ها طبق تمايل شخصي هر شركت كننده تغيير مي كند.

 

o        از هر شركت كننده بخواهيم تصوير ايده آل را به خاطر بسپرد و به تصوير واقعي برگردد. سپس دوباره راهي را كه به تصوير ايده آل منتهي مي شود طي كند. به اين ترتيب يك مجموعه تصوير در حال حركت مي بينيم و اين تغييرات پيشنهادي را بعداً مي توانيم تجزيه و تحليل كنيم.

 

o        وقتي مجسمه ساز كارش تمام شد از او مي خواهيم خودش را نيز در ميان تصويري كه ساخته جاي دهد. اين باعث مي شود كه شخص صرفاً ديدي بيروني از واقعيت نداشته باشد، بلكه خود بخشي از مجموعه شود و واقع بينانه عمل كند.

 

 

3) تئاتر روزنامه: در اين شيوه از عنوانهاي خبري روزانه در يك اجراي نمايشي استفاده مي شود تا ميزان «تغيير» رويدادها توسط روزنامه ها مورد بررسي قرار گيرد. با روشهاي سادة زير مي توان اخبار روزنامه ها يا هر موضوع خام ديگري را به موضوع تئاتري بدل كرد:

 

  • خواندن ساده: نخستین تکنیک تئاتر روزنامه عبارت از خوانش خبر به صورت واضح، صادقانه و بدون تغییر و اعمال نظر است. در این روش خبر را از صفحه آرایی روزنامه جدا مي كنيم و با صدای رسا مي خوانيم. سپس تأثير نوع صفحه آرايي و محل درج خبر را به صورت شورايي بررسي مي كنيم.

 

  • خواندن تركيبي: دو خبر را باهم مي خوانيم به قصد آنكه اولي ديگري را توضيح دهد و به آن بعدي تازه ببخشد.
  • خواندن كامل: به خبر جزئياتي اضافه مي كنيم كه روزنامه آن را حذف كرده است.

 

  • خواندن موزون: خبر را با ضرباهنگي شعري يا دِكلمه وار بخوانيم تا محتواي واقعي آن را آشكار كنيم.
  • اجراي همزمان: حين خواندن خبر، بازيگران اعمال بدون كلامي انجام مي دهند كه خبر را نقض و يا تكميل مي كند. يعني همزمان به خبر گوش مي كنيم و چيزي مي بينيم كه نه تكرارآن، بلكه مكمل تصويري آن است.

 

  • بداهه پردازي: به منظور بررسي قابليتها و تنوع خبر، آن را بر صحنه بداهه سازي مي كنيم

 

  • زمينه يابي تاريخي: به خبر حوادث و صحنه هايي اضافه مي كنيم كه همان واقعه را در زمانهاي مختلف، در كشورهاي مختلف و در نظامهاي اجتماعي مختلف نشان مي دهد.

 

  • تشديد خبر: خبر خوانده مي شود و با آواز، حركات موزون به كمك زنگوله، فيلم و اسلايد يا ديگر وسايل تبليغاتي تأثير آن را تشديد مي كنيم.

 

  • ملموس كردن پديده هاي مفهومي: آنچه را يك خبر مجرد در خود پنهان كرده، ملموس و آشكار مي كنيم. این مورد مبتنی بر مرئی کردن و محسوس کردنِ واژه ها یا حقایقي خاص از طریق استفاده از تمثیل، نمادها و یا هر معادل دیگری است.

 

  • متن بيرون از زمينه: اجراي يك خبر بر روي صحنه خارج از – و يا در تضاد با- زمينة منتشر شدة آن.  

 

  • قرار دادن خبر در زمينه اي واقعي: اجراي خبر مربوط به يك وضعيت نامطلوب با اشارة واقع بينانه به شرايط ايجاد اين وضعيت.   

 

پس از اجراي هر كدام از شيوه هاي فوق مي توان جلسة شورايي برگزار كرد تا مخاطبان نيز نظر خود را به صورت نظري و عملي در اجرا دخيل كنند.    

 

4) رنگين كمان آرزو: تكنيكي است كه بر موضوعات شخصي و روانشناختي تأكيد دارد و به نيروهاي دروني محدود كننده اي مي پردازد كه مانع از آزادي عمل فرد مي شوند. از اين حيث آن را با سايكودرام يا روان درمانگري از راه تئاتر مقايسه مي كنند. موضوع آن اتفاقي است كه براي فرد خاصي افتاده است اما مي تواند در مورد عموم افراد نيز صدق كند. در اين روش از وضعيتي فردي و دروني به دريافتي جمعي و عمومي مي رسيم.

يكي از شيوه هاي رايج رنگين كمان آرزو «مبارزه با سركوب» نام دارد. در اين روش از مشاركت كننده اي خواسته مي شود لحظه اي از زندگي را به ياد آورد كه در آن ستمي بر او وارد شده اما او واكنشي به آن نشان نداده است. يعني مخالف ميل و آرزوي خود رفتار كرده است. اين لحظه بايد مفهوم خصوصي عميقي داشته باشد.

سپس نقل كنندة داستان از ميان شركت كنندگان تمام كساني را كه به بازسازي آن لحظه كمك مي كنند، برمي گزيند. افراد انتخابي پس از آنكه توضيح و دستورات را از بازيگر اول گرفتند، صحنه را به همان شكلي كه در واقعيت روي داده است، تحت همان شرايط و با همان احساسات بازي مي كنند. پس از بازسازي، از بازيگر اول خواسته مي شود تا صحنه را دوباره بازي كند. اما اين بار نبايد ستم را بپذيرد، بلكه بايد با آن مبارزه كند تا به آرزو و خواست خود برسد. ديگر بازيگران بايد همان روش سركوب را حفظ كنند. به اين ترتيب فرد درمي يابد كه غالباً توان مبارزه را دارد اما چنين نمي كند. همچنين به نيروي واقعي فرد مقابلش نيز پي مي برد. او بر روي صحنه با انجام عملي كه در واقعيت نتوانسته انجام دهد، به خودآگاهي و خودباوري مي رسد و آماده مي شود تا با ستمهاي بعدي مبارزه كند.

 در جلسة شورايي پس از نمايش شركت كنندگان و مخاطبان بايد از اين پديدة خاص فردي به قوانين اجتماعي پشت اين پديده كه تعيين كنندة آن هستند برسند.

 

5) تئاتر مجادله: اين روش در سه مرحله انجام مي شود.

  • از فردي خواسته مي شود تا داستان يا موضوعي را كه حاوي معضلي اجتماعي يا درون گروهي است، بيان كند.
  •  بر اساس آن نمايشي ده تا پانزده دقيقه اي را كه راه حل مسئله را در خود دارد، آماده يا بداهه سازي مي كنند.
  • در آخر جلسة شورايي تشكيل مي شود و از تماشاگران خواسته مي شود عقيدة خود را درمورد اين راه حل ابراز كنند.

 در نمايش مجادله شخص مراسم گرداني حضور دارد كه رابط بين بازيگران و تماشاگران است و به «جوكر» شهرت دارد، اما مي توان از او به «مجري» نيز ياد كرد. مجري در آغاز از تماشاگران مي خواهد كه پس از ديدن نمايش نظر خود را درمورد عملكرد قهرمان نمايش بازگو كنند. معمولاً نمايش مجادله به گونه اي تنظيم مي شود كه قهرمان آن حق يا خواسته اي دارد، اما براي دستيابي به آن درست عمل نمي كند. بنابراين تماشاگران كمابيش با راه حل او مخالف خواهند بود. پس از شنيدن نظر تماشاگران مخالف و راهكار پيشنهادي آنان، مجري تماشاگران را دعوت مي كند كه نمايش را مجدداً ببينند اما اين بار مخالفين مي توانند هر جا كه لازم ديدند نمايش را با گفتن كلمة «كافيه!» قطع كنند، جاي بازيگر مورد نظر را بگيرند و عمل تئاتري را در جهتي كه به نظرشان درست است هدايت كنند. بازيگران ديگر بايد خود را با اين موقعيت جديد تطبيق دهند و در همان لحظه تمام امكاناتي را كه اين پيشنهاد جديد به وجود آورده در نظر داشته باشند. مداخلة هر تماشاگر نبايد فقط كلامي باشد، بلكه بايد براي حل معضل موجود راهكاري عملي را بر روي صحنه امتحان كند.

پس از آنكه مشاركت كننده پيشنهاد خود را عملي كرد، مجري از تماشاگران مي پرسد كه آيا او توانست مشكل را حل كند. در اينجا تماشاگران به تحليل عملكرد او مي پردازند، امكانات و محدوديتهاي آن را مي سنجند و راهكارهاي مؤثرتري را پيشنهاد مي دهند كه بعداً امتحان مي كنند.

بايد اجازه داد تك تك تماشاگران تمام راه حلها را امتحان كنند و صحت آن را در عمل تئاتري آزمايش نمايند. كار تئاتر مجادله تحميل تنها راه حل ممكن نيست، بلكه شرايط را براي كشف منطقي ترين و بهترين راه حل توسط خود تماشاگران فراهم مي سازد.

با اين روش افراد تشويق مي شوند كاري را كه در تئاتر تمرين كرده اند، در زندگي واقعي نيز به عمل درآورند.

 

6) تئاتر نامرئي:  در اين روش صحنه اي را خارج از مكانهاي تئاتري و در ميان افرادي كه تماشاگر نيستند بازي مي كنيم. افراد به صورت اتفاقي شاهد صحنه خواهند بود و نبايد متوجه شوند كه اين يك نمايش است. براي اجراي تئاتر نامرئي بازيگران بايد كل نمايشنامه يا رويدادهاي نمايشي را حفظ كنند و تمرين كافي كنند تا تمام واكنشهاي مردم را در بازي و حركات خود در نظر بگيرند. سپس در تمرينها بايد تمام دخالتهاي احتمالي تماشاگران را پيش بيني نمايند. تئاتر نامرئي را بايد در جايي عمومي و پر رفت و آمد اجرا كرد و تمام افراد آنجا را با اين حادثه درگير ساخت. حادثه اي كه اثرات آن تا مدتها پس از نمايش ادامه مي يابد. بازيگران بايد فضايي را برقرار كنند كه حاضران نه به صورت تهييجي، عصبي و شتابزده، بلكه در كمال آرامش و به شكلي منطقي ديالوگ و يا اقدامات عملي انجام دهند تا همگي به يك ديدگاه آگاهانه از مسئله برسند. فرق اين نوع نمايش با انواع نمايشهاي خياباني در اين است كه بازيگران نه با تماشاگراني خنثي، بلكه با شهرونداني كنشگر روبرو هستند.

 

7) تئاتر قانونگذار: اين روش از احساس نياز به «دستوري جامع» نشأت مي گيرد كه از تكرار پديده هاي ناخوشايند در يك مجموعه جلوگيري مي كند؛ دستوري كه يكسويه، از بالا به پايين و تحميلي نباشد و هر دو طرف مسؤلان و اعضاي مجموعه در تصويب و رعايت آن نقش داشته باشند.

تئاتر قانونگذار در سه مرحله اجرا مي شود:

o        بررسي يك پديدة اجتماعي يا درون گروهي در يك موقعيت نمايشي

o        كشف قانون پشت پديده به صورت تعاملي

o        تصويب و اعلام اين قانون

 

ابتدا پس از توافق مسئولين مجموعة آموزشي در يك نشست رسمي، معضلي رفتاري يا پديده اي مسئله ساز در قالب يك سؤال قانوني طرح و در يك پاكت رسمي به گروه تئاتري مجموعه منتقل مي شود.

گروه اين معضل را به روش «مجادله» و طي جلسه اي به نام «جلسة قانونگذاري» اجرا مي كند. پيش از شروع نمايش «مجري» پاكتِ نامة قانوني را، كه ظاهر ثابت و مشخصي دارد، در پيشگاه حضار مي گشايد و محتواي آن را اعلام مي كند و آنان را از دليل اجراي نمايش آگاه مي سازد. پس از اجرا، مخاطبان با مداخله هاي خود راه حلهاي پيشنهادي را مي آزمايند. در پايان «مجري» نمايش با همكاري حضار به يك جمع بندي مي رسد و بهترين راه حل يا راه حلهاي ممكن را به صورت قانون يا قوانيني پيشنهادي براي رفع و پيشگيري از تكرار آن معضل مكتوب مي كند. اين پيشنهاد يا پيشنهادات به شوراي مسئولين منتقل مي شود و آنان پس از توافق، بهترين پيشنهاد را ثبت و لازم الاجرا مي كنند. سپس آن قانون توسط «مجري» نمايش و با حضور نماينده اي از مسئولين مجموعه در جمع اعضا رسماً اعلام مي شود و دلايل انتخاب آن از ميان پيشنهادات ديگر مطرح مي گردد.

در مكانهايي آموزشي مانند مهدكودك ها يا مدارس پيش دبستاني، بهتر است قانون مصوب پشت كارتي رنگي مكتوب شود تا همواره با آن رنگ براي بچه ها يادآوري گردد. سپس در محلي كه مرتبط با رعايت آن قانون است، نصب شود. هيچ يك از اين قوانين مطلق نيست و به محض به سرآمدن اعتبار آنها، قابل تعويض خواهند بود.  

در مجموعه هاي بزرگتر و حساس تر بهتر است كار نظارت بر جلسة قانونگذاري، جمع بندي نظرات و انتقال آن به مسئولين توسط يك «كارشناس حقوقي» انجام گيرد. اگر مسئولين يا نمايندة آنان در جلسة قانونگذاري حضور يابند، قضاوت و تصميم گيري آنان واقع بينانه و منطقي تر خواهد بود. و نكتة آخر اينكه بهتر است از طريق تئاتر قانونگذار مسئله هايي طرح شوند كه پس از تصويب قانون براي آنها، دو طرف مسئولين و اعضاي مجموعه ملزم به رعايت شان گردند تا شبهة يكسويه و تحميلي بودن ايجاد نكنند. ناگفته پيداست وقتي رأي و نظر افراد اعتبار قانوني پيدا كند، با شور و انگيزة وافر در حفظ و رعايت آن خواهند كوشيد و اعتمادي راستين بين آنان و مسئولين به وجود خواهد آمد.    

 

د) زمينه هاي كاربردي

تئاتر شورايي موقعيتي آموزشي فراهم مي سازد كه مبتني بر گفت و گو و تشريك اطلاعات است. براي مثال گروهي كه به اجراي تئاتر مجادله مي پردازد درگير آموزشي فعالانه و تحقيقي اشتراكي و دو سويه مي شود. به واسطة اين مشاهده و مشاركت فعال و دوسويه، هم بازيگران از تماشاگران مي آموزند و هم تماشاگران از بازيگران. بنابراين شيوه هاي تئاتر شورايي نه تنها در عرصة پرورش و براي حل مسايل تربيتي، بلكه در امر آموزش مواد درسي نيز قابل استفاده اند و جذابيت و لذت امر يادگيري را در نظر شاگردان صد چندان مي سازند. به عنوان مثال بچه ها مي توانند گزارشات، كنفرانسها يا مقالات خود را با راهنمايي معلم به صورت تئاتر مجسمه عرضه كنند و با همكاري همكلاسيهاي خود به تحليل آنها بپردازند. همچنين مي توانند براي درسهايي چون تاريخ، جامعه شناسي، روانشناسي، تعليمات ديني، فلسفه و ... به صورت گروهي موضوع انتخاب كنند، با همكاري معلم روايتي مكتوب از آن را تنظيم نمايند و همزمان با خواندن اين روايت، آن را به شيوة مجسمه يا روزنامه، نمايشي و تحليل كنند. همچنين به منظور به كار گرفتن دايرة لغات و جملات و يا براي حفظ اشعار و متون، دروسي چون زبان انگليسي، عربي و ادبيات را مي توان به روش مجادله آموزش داد. بدين ترتيب تا حد ممكن قوة تخيل، ابتكار و درك دانش آموزان به جريان مي افتد و مطالب ملكة ذهن آنان مي شود. تفاوت تنها در اين است كه اين نوع آموزش نه از راه شرح و گفتار بلكه به صورت غير توضيحي و از راه تصاوير، ايماها، اصوات، حركات و تجارب عملي و تحت شرايطي كاملاً  اشتراكي انجام مي گيرد. در نتيجه ضريب مقاومت منفي يا اخلال در امر آموزش را از جانب نوآموزان تا حد زيادي پايين مي آورد.

 

ه) نحوة عملياتي كردن

تئاتر شورايي به راحتي و با كمترين امكانات در تمام محيطهاي آموزشي قابل يادگيري و اجراست، مشروط بر اينكه هر آموزشگاه براي آموزش شيوه ها، انتخاب و نمايشي كردن سوژه ها و نظارت بر اجراي صحيح آنها نياز به يك «مربي فني» داردكه در اين زمينه تبحر لازم را دارا باشد.

 

در پيش دبستاني ها و مهدكودكها مي توان دو ساعت را در هفته به زنگ نمايش اختصاص داد و از خلال شيوه هاي تئاتر شورايي به خردسالان نحوة حل مسائل را از طريق همفكري و همياري آموخت. در ضمن مربي نمايش و معلم بچه ها پس از پژوهش لازم مي توانند دروسي را نيز كه قابليت آموزش به اين شيوه را دارند با همكاري مشترك نمايشي كنند تا توسط معلم آموزش داده شود. در ضمن در طول سال مي توان بنا به ضرورت، چهار تا پنج بار «جلسة قانونگذاري» برگزار كرد و از طريق تئاتر قانونگذار به صدور قوانين لازم براي مجموعه پرداخت.

 

در مدارس اعم از ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان مي توان مقولات تربيتي را با اجراي تئاتر شورايي در كلاسهاي پرورشي بررسي نمود. در صبحگاهها، پس از سخنرانيها، در مناسبتها و اعياد در حياط مدارس و در برابر صفها موضوعات مناسب را به شكل نمايش شورايي مي توان عرضه كرد. درسهايي را كه قابليت نمايشي شدن دارند نيز مي توان به پيشنهاد مربي نمايش مدرسه و با توافق معلم به اين شيوه آموزش داد.

همچنين هر از گاه و بنا به ضرورت «جلسات قانونگذاري» را مي توان در حياط، راهرو يا نمازخانة مدرسه به شيوة تئاتر قانونگذار برگزار نمود. براي حضور در جشنواره هاي تئاتر دانش آموزي، مي توان به تشخيص مربي نمايش مدرسه از ميان تمام موضوعاتي كه در طول سال در مدرسه اجرا شده اند، بهترين و تأثيرگذارترين آنها را انتخاب، تمرين و راهي جشنواره كرد و به همان شيوة شورايي در آنجا به اجرا رساند.

 

در دانشگاهها دانشجويان با تشكيل گروههاي تئاتر شورايي و اجرا هاي مناسب مي توانند تمام مسايل خود، اعم از آموزشي، صنفي، پژوهشي، فرهنگي و... ، را در يك «شرايط ايده آل گفت و گو» و به دور از هرنوع تشنج به اين شيوه مورد مداقه و بررسي قرار دهند. حتي در تجمعات اعتراضي خود نيز به جاي محكوم سازي و يا جبهه گيري در مقابل همديگر يا مسؤلان، مي توانند با همفكري و در كنار هم براي رفع معضل موجود راهكارهاي عملي پيشنهاد كنند و بهترينها را برگزينند. در ضمن مي توانند از مسؤلين دانشگاه نيز براي حضور در اجراها دعوت كنند، در فضايي دموكراتيك آنان را درجريان افكار و خواستهاي خويش قرار دهند و در صورت امكان از آنان نيز همفكري و راهكار عملي بجويند. اين گونه روحيه و فضايي همدلانه بين دانشجويان و مسئولين برقرار مي گردد، مطالبات منطقي تر مطرح مي شوند و با كليدها و راه حلهايي كه در جريان اجرا پيشنهاد مي شود، بالطبع تحقق خواسته ها روند اميدبخش تري را طي خواهد كرد.

 

در فرهنگسراها جهت آموزش عمومي و ارتقاي فرهنگ شهروندي در جامعه مي توان تمام مسايل معيشتي، رفاهي، مسكوني، عمراني، بهداشتي، فرهنگي، تفريحي و... شهروندان را با تشكيل گروه و اجراي تئاترهاي شورايي در فضايي مشاركتي و دوسويه بررسي نمود. همچنين براي بهره وري بهتر از طرحهايي كه مسئولين قرار است در سطح اجتماع برگزار كنند با اين نوع تئاتر مي توان پيشاپيش بين مردم فرهنگ سازي كرد و زمينه و شناخت لازم براي رويارويي مثبت و آگاهانة آنان با چنين طرحهايي را فراهم ساخت. همچنين از اين راه مي توان شيوه هاي كارآمدي را براي صرفه جويي، امداد رساني، حفاظت از محيط زيست، رفع معضلات خانوادگي، استفادة مناسب از وقت، استفاده درست از اموال عمومي و... را به شهروندان آموزش داد. در خانه هاي فرهنگ و بوستانهاي محلات با ياري جستن از شوراياريها مي توان مسايل محلي را با اين شيوه بررسي نمود و با اجراي تئاتر شورايي فضايي با نشاط تر و همدلانه تر بين ساكنان محله برقرار نمود. شهروندان مي توانند مهمترين خواسته هاي خود را با تشكيل جلسات قانون گذاري و اجراي تئاتر قانون گذار بررسي كنند و بهترين نتايج را در قالب پيشنهادات قانوني به مسؤلين مربوط بازتاب دهند.         

 

         

و) همكاري خانة تئاتر دانشگاهي ايران

خانة تئاتر دانشگاهي ايران كه پيشنهاد دهندة اين اسلوب آموزشي است، با بهره گيري از نيروهاي دوره ديده در اين زمينه، براي آموزش و نظارت بر اجراي درست اين اسلوب در فضاهاي آموزشي، آمادة همكاري با مهد كودكها، مدارس ، دانشگاهها و سازمان فرهنگي و هنري شهرداري براي پوشش دادن فرهنگسراهاست. هر يك از نيروهاي خانة تئاتر دانشگاهي پس از توافق با يك مجموعة آموزشي، براي اجراي هر چه مفيدتر و كارآمدتر اين طرح با بيشترين بهره هاي تعليمي و تربيتي، برنامه اي هفتگي، ماهانه و سالانه در اختيار مسؤلين آن مجموعه مي گذارند و بر اساس آن در طول سال طرحهاي تعليمي و تربيتي را به اقتضاي شرايط، الزامات، فضا و زمان موجود با اسلوب تئاترشورايي عملي مي سازند.

بديهي است براي آموزش صحيحِ هفت تكنيك تئاتر شورايي و رفع هر نوع ابهام يا سوء تعبير در مورد آنها، همچنين جهت سوژه يابي دقيق، تشخيص اولويتهاي اجرايي، تطبيق با مواد درسي وآموزشي و از همه مهمتر نظارت بر نحوة اجراي نمايشها، هر مجموعة متقاضي، نياز به يك «مربي فني» دارد كه بهره گيري از اين مربيان از طريق هماهنگي با خانة تئاتر دانشگاهي ميسر خواهد بود.   

 

 

منابع:

آگوستو بوال، «تئاتر ستمديدگان»، ترجمة نيكو سرخوش، پيام يونسكو، شمارة 330، آبان 1377، ص37.

براهيمي، منصور، نگاهي به بنيانهاي نظري آموزش و نمايش، فصلنامة خيال(فرهنگستان هنر)، شمارة سوم، پاييز1381.

نوروزي، احسان، تئاتر مجادله، از كتاب چشم اندازهاي بازيگري(مقاله هايي پيرامون روشهاي گوناگون آموزش و تمرين)، نشر رسانش، 1381.

بوال، آگوستو، تئاتر مردم ستمديده، ترجمة جواد ذولفقاري و مريم قاسمي، نشر نوروز هنر، 1382.

بوال، آگوستو، رنگين كمان آرزو (تكنيك تئاتري و درماني آگوستو بوال)، ترجمة بهاره صيرفي، نشر نمايش، 1386.

بوال، آگوستو، بازيهايي براي بازيگران و نابازيگران، ترجمة حميد گرشاسبي، نشر حوزة هنري،  1378.

Babbage, Frances, Augusto Boal, Routledge, 2004

Boal, Augusto, Legislative Theatre, Routledge, 1998

 

 

 

                                                                                                    تهیه و تنظیم: علی ظفر قهرمانی نژاد

                                                                                                                             سید جواد روشن

 
< بعد   قبل >
Template
Template Template Template
 
 
 

انجمن علمی تئاتر شورایی 

خانه تئاتر دانشگاهی ایران در راستای ارتقا توان هنری دانشجویان و شناسایی استعدادهای دانشجویی در عرصه نمایشنامه نویسی به حمایت از نمایشنامه های دانشجویی می پردازد.علاقه مندان می توانند 3 نسخه از نمایشنامه های خود را به همراه لوح فشرده اثر به خانه تئاتر دانشگاهی ایران ارسال نمایند.     


Studentsdesign
Content for New Div Tag Goes Here