Studentsdesign  
Studentsdesign  
Studentsdesign Studentsdesign Studentsdesign
Studentsdesign

 

علم نخستین راهنماست و شناخت (حق تعالی) نقطه ی پایان است. امام علی(ع)

با توجه به مشکل پیش آمده در سیستم اینترنت در صورت امکان بجای استفاده از Internet Explorer  از Mozilla Fire Fox  استفاده کنید

 

سايت دفتر امور فرهنگي، وزارت علوم، تحقيقات و فن‌آوري

 

 

خبرهاي‌مهم

 

 

30 درصد تخفيف كتاب گزيده يك قرن ادبيات نمايشي كودك و نوجوان ويژه دانشجويان

 

 

بخش نمایشنامه های خانه تئاتر دانشگاهی به روز شد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

‌سالنهاي‌نمايش

مشخصات سالنها
برنامه سالنها

نظر سنجی

تئاتر دانشجويي در كشور ما ...
 

بازديدها

 
Template
ما سعی کردیم از رمانی که هیچ کشمکش دراماتیکی در آن ندارد یک اثر دراماتیک خلق کنیم. چاپ
28 آبان 1388 ساعت 13:54

طاهره فرقانی

گفتگو با سمانه زندی نژاد

کارگردان نمایش" بادبادک ها بر خاک"

سمانه زندی نژاد متولد 1363 و دانشجوی سال دوم کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس می باشد. او از هجده سالگی تئاتر را آغاز کرده که در آن زمان در نمایش ها بازی می کرده است. نمایش «بادبادک ها بر خاک» نوشته ی لاله خسروی اقتباسی از رمان «استخوان های دوست داشتنی» اثر آلیس زیبولد و پایان نامه ی بازیگری برتر دانشکده ی هنر و معماری، اولین اجرای کارگردانی ایشان می باشد. این نمایش هم اکنون هر شب ساعت 19:15 در سالن کوچک مولوی به روی صحنه می رود.

 

-         مختصری از کارهای قبلی تان را بگویید.

من در چند تله فیلم، نمایش «سانتا کروز» به کارگردانی خانم روستا و نمایش «اژدهاک»، کار آقای میکائیل شهرستانی و... بازی کرده ام.

-         چطور شد که متن خانم لاله خسروی را انتخاب کردید؟

این کار در واقع پایان نامه ی بازیگری نقش اصلی نمایش، خانم فرزانه سهیلی بود. ما خواستیم کاری متفاوت انجام دهیم و سراغ نمایشنامه های تکراری که مرتباً کار شده اند نرویم. بنابراین شروع کردیم به خواندن و مطالعه کردن و بررسی چیزهایی که دغدغه ی ما بود و می شد آن را به صورت درام و نمایشنامه درآورد. رمان «استخوان های دوست داشتنی» را خوانده بودیم که خیلی رمان جذاب و تأثیر گذاری بود. بنابراین تصمیم گرفتیم روی این رمان کار کنیم. این کار کاملاً به صورت کارگاهی و حدود 8-7 ماه بسته شد. دراین مدت بچه ها اتد می زدند و خانم خسروی که از بچه های ادبیات دانشگاه تهران هستند می نوشتند. بچه ها بر اساس       شخصیت های رمان اتد می زدند؛ ما سعی کردیم از رمانی که حدود ده سال زندگی این آدم ها را نشان می دهد و هیچ کشمکش دراماتیکی در آن ندارد یک اثر دراماتیک خلق کنیم.

-         خلاصه ای از رمان را برایمان بگویید.

رمان به این صورت است که سوزی در اول داستان می گوید که من مرده ام. بعد از آن    خانواده اش را می بیند و از آن ها می گوید؛ ده سال زندگی خانواده را می گوید و هیچ اتفاقی نمی افتد که به این شکل نمی شد نمایش را اجرا کرد. ما روی این قضیه خیلی کار کردیم که چطور می شود یک درام از این داستان بیرون بکشیم. بنابراین به سراغ چیزهایی رفتیم که دغدغه ی ما بود. مثلاً این که جسم سوزی هیچ وقت خاک نمی شود و به آرامش نمی رسد، تا اینکه در نهایت با یکسری اِلِمان ها و نشانه هایی که خاک می شوند آرام می شود. این ها را ما به رمان اضافه کردیم تا کمی دراماتیک شود.

-         در مورد شیوه ی اجراییتان بگویید.

تمام تلاشم این بود که همانطور که نمایشنامه پر از نشانه است، کار هم بر مبنای نشانه ها پیش رود و فضایی از انتظار، نشانه ها و بازی هایی که واقعی است با هم ترکیب شوند و بازی ها در مینیمال جواب دهند. به همین دلیل به سراغ ساده ترین وجه دکور رفتم و مینیمال ترین چیزهایی را که می توانستم انتخاب کردم.

-         در مورد شکل تمرین هایتان بیشتر توضیح دهید.

رمان خیلی صحنه های تأثیر برانگیز و وحشتناکی دارد. طوریکه هنوز هم وقتی رمان را          می خوانم اشکم سرازیر می شود. تبدیل این  صحنه ها به نمایش خیلی سخت بود. باید نمایش را طوری اجرا می کردیم که وقتی مخاطب آن را می بیند تأثیر رمان روی او گذاشته شود. من خیلی وابستگی شدید به یکسری نوشته های رمان داشتم. ما اینطور شروع کردیم که بر اساس چند صحنه ی رمان بچه ها اتد می زندند. ولی کم کم هر چه جلوتر رفتیم فهمیدم که نمی توانم اینقدر به رمان وابسته باشم و باید دل بکنم. بچه ها توانستند خیلی به شخصیت ها نزدیک شوند. دراتد زدن ها چیزهایی شکل می گرفت و نویسنده می نوشت. مثلاً اتفاق جالبی که بود، قضیه ی بازی بچه ها و پا زدن ها است. این اتفاق اینقدر جالب رخ داد که خیلی ما را خوشحال کرد؛ زیرا این بازی اصلاً در رمان نبود و من به بچه ها گفته بودم که یک بازی را انجام دهند که ارتباطشان با پدر بهتر مشخص شود. بچه ها بازی های مختلفی انجام دادند تا اینکه این بازی انتخاب و نوشته شد. صحنه ی آخر هم که در رمان نبود. من به بازیگر گفتم که روی صحنه برود و سعی کند دستبند را پیدا کند. بچه ها خودشان به این ها رسیدند. ما صحنه های زیادی داشتیم که خوب بود و نتوانستیم آن ها را وارد کار کنیم. زیرا ترسیدم به ریتم کار لطمه بزند و آن ها را خذف کردم.

-         مترجم کار چه کسی بود؟

این رمان با سه ترجمه و سه انتشارات چاپ شده است. ما ترجمه ی خانم فریده اشرفی را کار کردیم که بعد از اینکه توانستیم ایشان را پیدا کنیم، خیلی به ما لطف کردند و بسیار کمک مان کردند. ایشان در مورد زندگی نویسنده برایمان گفتند و این که اتفاق رمان برای خود نویسنده رخ داده است، با این تفاوت که او زنده مانده بود. چند روز پیش خانم اشرفی برای دیدن نمایش آمدند.

-         نظر خانم اشرفی در مورد اجرا چه بود؟

این تغییرات برایشان خیلی جالب بود. ایشان فکر می کردند که قرار است کل رمان را ببینند و   می خواستند بداند که چطور کار کرده ایم. در کل برایشان جالب بود.

-         چطور توانستید اجرای عموم بگیرید.

ما پایان نامه را تیرماه به دانشکده ی هنر و معماری ارائه دادیم. داورها کار را دیدند و گفتند که پایان نامه ی برتر است و ما باید فیلم کار را برای جشنواره می فرستادیم. فیلم کار خوب نبود و من به آقای امینی گفتم. ایشان گفتند که به هر حال این کار پایا نامه ی برتر است و من تلاش    می کنم تا برای آن اجرای عموم بگیرم. سپس به آقای مکاری معرفی شدیم و توانستیم اجرا بگیریم.

-         در این مدت چه مشکلاتی برایتان به وجود آمد.

چیزی که من را خیلی اذیت کرد این بود که تایم درستی برای اجرا به من نداند. قرار بود که من چند ماه بعد آماده شوم و دکور هم ساخته شود. ولی خیلی زودتر این اتفاق افتاد و مجبور شدم خیلی سریع خودم و کارم را جمع کنم.

-         چه کسانی شما را حمایت کردند؟

آقای کیومرث مرادی که استاد راهنمای پایان نامه ی بازیگری این کار بودند هر بار سر تمرین می آمدند و ما را به آن ایده ی کلی که در ذهن من بود نزدیک تر می کردند که واقعاً از ایشان ممنونم. آقایان امینی، مکاری، اقسامی و همکاران مولوی نیز خیلی به ما کمک کردند.

-         حرف آخر...

از گروهم خیلی تشکر می کنم که در این مدت کنارم بودند.

                   

 
< بعد   قبل >
Template
Template Template Template
 
 
 

انجمن علمی تئاتر شورایی 

خانه تئاتر دانشگاهی ایران در راستای ارتقا توان هنری دانشجویان و شناسایی استعدادهای دانشجویی در عرصه نمایشنامه نویسی به حمایت از نمایشنامه های دانشجویی می پردازد.علاقه مندان می توانند 3 نسخه از نمایشنامه های خود را به همراه لوح فشرده اثر به خانه تئاتر دانشگاهی ایران ارسال نمایند.     


Studentsdesign